ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )
مقدمهء مصحح 47
رساله قشيريه ( فارسى )
بدان حد كه پيران راستين ، همچنانكه دربند مال و جاه نبودند ، در آنچه تعليم گرفته و يا خوانده بودند هرگز متوقّف و پايبست نمىشدند و بيرون از عالم خود جهانى والاتر و گرانمايهتر مىجستند و ظواهر و رسوم بطور مطلق ، در چشم حقيقت بين آنها ، آن قدر ارزش نداشت كه بر سر آنها بلجاج ايستند و به خصومت برخيزند و دلى بيازارند و خاطرى را رنجور سازند بلكه با نظر ژرف بين خويش دريافته بودند كه هر كس در عقيدهء خود معذور است و بر چنين كس به رحمت و شفقت مىنگريستند و چون طبيب حاذق و مهربانى بفكر چارهء امراض و دردهاى اين گرفتاران عادات و تلقينات بودند و از راه قول ليّن و اندرزهاى مهرآميز به مداواى آنها مىپرداختند و يا آنكه از استغراق در حقيقت ، خلق را به حال خود باز مىگذاشتند امّا نفرين و لعنت و دشنام و ناسزا و زدن و كشتن و سوختن و بركندن ، هرگز طريق صحيح تربيت نبوده و نيست و مردان حقيقت از اين روش همواره بيزارى جستهاند و اجراى حدود و درّه برگرفتن و زدن را با محتسبان و عوانان رها كردهاند و بدين جهت هرچند ما قشيرى را از نظر علم و اطّلاع مىستاييم ولى به ناچار روش او را خلاف طريق مىبينيم و گمان مىكنيم كه اينها هم تبعات قدرت و نفوذ مادّى و اقبال عامّهء خلق بوده است . سند قشيرى در تصوّف بنا بنقل عبد الغافر از گفتهء خود وى چنين است : قشيرى ، ابو على دقّاق ، ابو القاسم نصرآبادى ، شبلى ، جنيد ، سرىّ سقطى ، معروف كرخى داود بن نصير طائى ، و او از تابعين . ولى از شرح حال معروف كرخى در رسالهء قشيريّه روشن است كه او تربيتيافتهء حضرت امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام است چنان كه سلاسل چهاردهگانهء معروفيّه همه برين عقيدهاند . طريقهء قشيريّه تا اواخر قرن دوازدهم در هندوستان پيروانى داشته و شايد هنوز هم كسانى برين طريقه باشند . فقير اللّه بن عبد الرّحمن حنفى مؤلّف كتاب قطب الارشاد ( متوفّى 1195 ) مدّعى است كه پنج طريق در اسناد به ذكر تا قشيرى دارد ولى از آن جمله يكى را نقل